افزایش بازدید - افزایش بازدید و ترافیک سایت شما

javahermarket

سفارش تبلیغ
صبا ویژن
ترس یکی از احساسات قوی انسان است که تاثیر بسیار زیادی روی او می گذارد. مسئله ترس و ترسیدن به سبب عوامل مختلف باعث ایجاد انگیزه ای برای خلق فیلم ها و بازی های ترسناک شده است. شاید در حالت عادی از اینکه شما را بترسانند ناراحت شوید، اما به دیدن یک فیلم ترسناک و دلهره آور بسیار علاقه دارید. راستی چرا اینگونه است؟ چه چیزی باعث می شود که تجربه کردن ترس از طریق یک فیلم و یا بازی برای ما اینقدر جذاب باشد؟ شاید جواب آن را بتوان در حس کنجکاوی و ماجراجویی خودمان پیدا کنیم. غلبه بر ترس در اکثر موارد، باعث شده است که به چیزهای مختلفی دست پیدا کنیم و یا از رازهای مختلف با خبر شویم. وجود چنین احساساتی باعث شده است که فیلم ها و بازی های ترسناک در بین مردم طرفداران زیادی داشته باشد. یکی از عواملی که در اکثر موارد باعث ایجاد ترس و دلهره می شود، نداشتن آگاهی از اتفاقی است که در شرف رخ دادن است و یا رو به رو شدن با موجودی است که درباره آن هیچ آگاهی ندارید. اولین باری که زامبی ها به فیلم های سینمایی راه پیدا کردند، توانستند ترس را به خوبی به تصویر بکشند. حتی بازی هایی مانند Resident Evil که سردمدار استفاده از زامبی ها برای ترساندن هستند، در شماره های نخستین توانستند حس ترس را به خوبی در بازی ها انتقال بدهند. اما تکرار بیش از حد آن ها باعث شد که زامبی ها به موجوداتی کاملا معمولی تبدیل شوند. از سوی دیگر بازی هایی مانند Silent Hill توانستند نوع دیگری از ترس را معرفی کنند. ترسی که در آن زامبی ها نقشی نداشتند و بیشتر با تحریک احساس بازیکن سعی در ترساندن داشت. ترسی که با استفاده از المان های روانشناسانه سعی می کرد تجربه ای بسیار متفاوت را به بازیکن انتقال دهد. همین مسئله باعث شد تا سری بازی های Silent Hill جایگاه ویژه ای در بین بازی های ترسناک دلهره آور پیدا کنند و در جرگه بازی های ترسناک روان شناسی (Psychological Thriller) قرار بگیرند. حال با استفاده از چنین مواردی بازی Alan Wake سعی دارد نمایشی تازه از بازی های دلهره آور (Thriller) را به نمایش در بیاورد. بازی ای که نزدیک به شش سال به وسیله استودیوی بازی سازی Remedy در دست ساخت قرار داشت.
 
داستان

اگر بخواهیم داستان را از یک بازی ترسناک حدف کنیم، یقینا دیگر ارزش بازی کردن را نخواهد داشت. بنابراین داستان نقش بسیار مهمی را در اینگونه از بازی ها ایفا می کند. داستان بازی Alan Wake از جایی آغاز می شود که آلن (شخصیت اصلی بازی) در یک شب تاریک به طرف فانوس دریایی رانندگی می کند که با فردی بسیار مرموز تصادف می کند. آلن بسیار هراسان به سمت او می رود، اما پس از مدتی متوجه می شود فردی که با او تصادف کرده، ناپدید شده است. او تصمیم می گیرد که ادامه مسیر را به سمت فانوس دریایی پیاده طی کند. چیزی نمی گذرد که انسان های سیاه پوشی که قصد کشتن آلن را دارند، او را محاصره می کنند. انسان هایی که به وسیله نیروی مرموزی تسلیم شده اند. آلن که هنوز انگیزه آن ها از حمله ور شدن به خود را نمی داند، از دست آن ها می گریزد. پس از مدتی صدایی که در واقع صدای خودش است، او را  راهنمایی می کند و در همین لحظه آموزش های اولیه بازی به نحوه بسیار خوبی به بازیکن انتقال داده می شود. پس از درگیری های مختلف، سرانجام آلن خود را به فانوس دریایی می رساند که ناگهان از خواب بیدار می شود و همسرش آلیس (Alice) را می بیند که او را صدا می کند. آلن باز هم کابوس های بی پایانش را می دیده است. کابوس هایی که باعث شده او و همسرش به شهری کوچک به نام برایت فالز (Bright Falls) قدم بگذارند. شهری که گمان می کردند می توانند آرامش را در آن پیدا کنند. اما از این غافل بودند که سرنوشت برای آن ها داستان تازه ای را رقم زده است. آلن در هنگام ورودش به آن شهر با زنی مرموز رو به رو می شود. زنی که خود را فرستاده دوست آلن می نامند و به او کلید و آدرس محل اقامت آن ها را می دهد. بازی از همان ابتدا رازهای بی شماری را در پیش راه بازیکن قرار می دهد. سوال هایی که قرار است در طول جریان بازی به آن ها پاسخ داده شود. آلن به کلبه زیبایی که کنار یک دریاچه قرار دارد، می رسد. اکنون تمام آن چیزهایی را که فکر می کرد با آن ها به آرامش می رسد را در اختیار داشت. محیطی آرام و زیبا که شاید می توانست برای مدتی او را از کابوس هایش دور کند. اما در همان شب اول کابوس جدیدی برای آلن شروع می شود. همسر او توسط نیروی تاریکی که قبلا آن را در خواب دیده بود، دزدیده می شود. آلن درمانده از همه جا سعی در پیدا کردن همسرش دارد. اما متوجه می شود خانه ای که آن ها در آن سکونت داشته اند، بیشتر به یک توهم و سراب شباهت داشته است. هیچ خانه ای در مکانی که آن ها رفته بودند وجود نداشت. از همان ابتدای بازی آلن نوشته هایی را پیدا می کند که خودش آن ها را نوشته، اما از آن ها بی اطلاع است. داستانی را نوشته است که هم اکنون برای او اتفاق می افتاد، اما از پایان آن خبر نداشت. سوال های بی شماری که از همان ابتدای بازی مطرح می شوند، بازیکن را به شدت درگیر خود می کنند و باعث می شوند بازیکن برای ادامه داستان بازی، انگیزه بسیار خوبی داشته باشد. یکی دیگر از نکاتی که بازی را جذاب تر کرده این است که داستان از زبان خود آلن روایت می شود و این موضوع ارتباط بازیکن را با شخصیت اصلی بازی بیشتر می کند. آلیس گم شده و چه انگیزه ای از این قوی تر که باعث شود آلن تن به رویارویی با هر خطری را بدهد. از دیگر قسمت هایی که باعث جذابیت بازی شده است، روایت بازی به صورت سریالی است. اگر سریال های خارجی مانند: Lost و Prison Break را دیده باشید، متوجه شده اید که در شروع هر قسمت مروری بر اتفاقاتی که در گذشته افتاده، می شود و سپس ادامه داستان روایت می شود. بازی Alan Wake هم دقیقا به همین روش آغاز می شود و حس تماشای یک سریال تلویزیونی به بازیکن منتقل می شود. بازی از قسمت های(Episode) مختلفی تشکیل شده است که در ابتدا با مرور اتفاقات گذشته (Previously on Alan Wake) آغاز می شود و سپس قسمت جدید را شروع می کند. شکل روایت داستان در نوع خود بسیار جالب است. اکثر دیالوگ ها و صحنه هایی که در بازی قرار دارند، بسیار با اهمیت هستند. حتی صحبت های طعنه آمیز برخی از افراد و یا دشمنان در بازی از روی افراد و یا گفته های جالبی الگو برداری شده اند. در کل داستان بازی از کشش بسیار خوبی برخوردار است و بازی بازیکن را به شدت جذب خود می کند.
 
گرافیک

بازی Alan Wake از جمله بازی هایی بود که قبل از عرضه، تبلیغات بسیار زیادی رو آن صورت گرفته بود و همین مسئله باعث شد تا انتظارها از این بازی بسیار بالا برود. گرافیک در سطح بسیار خوبی قرار دارد، اما به دلیل همان تبلیغات بازیکنان انتظار چیزی فراتر از این را داشتند. بازی از محیط بسیار بزرگی تشکیل شده است که بازیکن در بخش های مختلف داستان به آن ها قدم می گذارد. اکثر محیط های بازی از جنگل های انبوهی تشکیل شده اند که فضای زیبایی در بازی ایجاد کرده اند. طراحی شخصیت های بازی خوب است و سعی شده در اکثر آن ها جزئیات به خوبی دیده شوند. لباس شخصیت های مختلف بازی به ویژه آلن به خوبی بر اثر حرکت تکان می خورد. اما از جمله مشکل هایی که در بازی دیده می شوند: دقیق نبودن حرکات لب شخصیت ها نسبت به دیالوگ های است. میان پرده های بازی از جنس خود بازی هستند، اما از کیفیت بهتری نسبت به کل بازی برخوردارند و یک نوع دوگانگی را در بازی به وجود آورده اند. در برخی از صحنه های بازی، برش های صفحه مشاهده می شوند که چندان جدی نیست. کیفیت بافت ها نیز در بعضی قسمت ها پایین است. از نقاط قوت بازی که همیشه بر آن تاکید شده است، نورپزدازی خوب آن است. سایه تمام اجسامی که در بازی وجود دارند در برابر نور تغییر می کند. سایه ها به نسبت تغییر زوایه تابش نور، نزدیک و دور بودن منبع نور و... تغییر می کنند. استفاده از نورهای حجم دار (Volumetric Light) برای منابع نوری مانند تیرهای چراغ برق و چراغ قوه، زیبایی خوبی به بازی بخشیده اند. از دیگر قسمت های خوبی که در بازی مشاهده می شود، فیزیک خوب بازی است. تخریب پذیری بازی و یا جابجایی اجسام در هنگام برخورد با آن ها بسیار خوب است. بعضی از گیاهانی که در بازی دیده می شوند هم در هنگام برخورد شخصیت بازی با آن ها، تکان می خورند. استفاده از مه در محیط های جنگلی بازی جو سرد و دلهره آوری به بازی بخشیده است و این خود به جذابیت بازی افزوده است. افکت های تصویری بازی بیشتر بر پایه نورپردازی بسیار خوب بازی استوار هستند که به نحو خوبی در بازی به نمایش در می آیند. تاریکی عنصری است که نور می تواند در آن جلوه خوبی داشته باشد و همچنین حس دلهره و ترس را در بازیکن افزایش می دهد. تاریکی یکی از اصلی ترین عوامل ایجاد ترس در این سبک است. از همین رو اکثر مراحل اکشن و مهم بازی در شب سپری می شوند. لازم به ذکر است که  بازیگران حرفه ای برای ایفای نقش در بازی حضور داشته اند تا حرکات های آن ها ضبط و در بازی قرار بگیرند. از بین آن ها می توان به ایکا ویلی (Iikka Villi) بازیگر فلاندی نقش آلن ویک اشاره کرد. از گرافیک بازیAlan Wake  انتظار بیشتری می رفت، اما چنین بازی با این سطح گرافیک را روی کنسول Xbox 360 کمتر مشاهده کرده بودیم و این بازی خود می تواند فصل جدیدی را برای  این کنسول آغاز کند.
 
موسیقی/ صداگذاری

موسیقی بازی Alan Wake جزو یکی از بخش های بسیار خوب بازی به شمار می رود. موسیقی بازی توسط آقای پتری آلانکو (Petri Alanko) ساخته شده است. موسیقی دلهره آور و مرموزی که در بازی شنیده می شود، فضای خوبی را در بازی ایجاد می کند. صداگذاری روی شخصیت بازی خوب است، اما حرکات لب شخصیت های بازی با صدای آن ها هماهنگ نیست و این مسئله از زیبایی این بخش کاسته است. صداهای محیط بازی بسیار خوب هستند. صدای وزش باد، حرکت درختان، باز و بسته شدن درها و... در سطح بسیار خوبی در بازی قرار دارند و به خوبی شنیده می شوند. افکت های صوتی به کار رفته در بازی مانند انفجارها، صدای شلیک سلاح های مختلف هم در بازی بسیار خوب کار شده اند. در بازی موسیقی های مختلفی هم شنیده می شوند که اکثر آن ها از گروهی به نام Poets of the Fall  هستند. لازم به ذکر است که از آثار این گروه در بازی Max Payne هم استفاده شده بود. آهنگ های License شده این گروه در میان پرده های بازی یا از ایستگاه رادیویی شهر برایت فالز پخش می شوند. صداگذاری بازی دارای نقص چندانی نیست و همان طور که گفته شد یکی از بخش های خوب بازی است.
 
گیم پلی

بازی Alan Wake یک عنوان اکشن-سوم شخص در سبک ترسناک- دلهره آور است. المان های ترس آن طور که در بازی هایی مانند: Dead Space ،Resident Evil و... دیده می شد، نیست و به همین دلیل بیشتر به یک بازی دلهره آور همچون Alone in the Dark و Obscure شباهت دارد. گیم پلی بازی را می توان به دو صورت کلی تقسیم بندی کرد. بخش اول، قسمت های ماجراجویی و قسمت دیگر بخش های اکشن و تیراندازی بازی است. بخش اول که بیشتر شامل المان های ماجراجویی است در روز و هوای روشن اتفاق می افتد و بیشتر به جستجوی سرنخ هایی برای کشف سوالات ایجاد شده در بازی سپری می شود و بازیکن در این قسمت ها جوی آرام و دور از تنشی را تجربه می کند. قسمت های اکشن بازی بیشتر در شب و در محیط های تاریک به وقوع می پیوندند که آلن در آن ها باید با نیروهای تاریکی مبارزه کند. تنها سلاحی که در طول این مراحل آلن را همراهی می کند، نور چراغ قوه ای است که در دست دارد. دشمنان آلن شامل انسان های طلسم شده ای هستند که به وسیله نیروهای تاریکی هدایت می شوند و قصد کشتن آلن را دارند. البته به جز این انسان های طلسم شده وسایل مختلفی مانند تیرک های آهنی بزرگ و کوچک، اتوموبیل ها، کمباین های بسیار بزرگ و اجسام و بزرگ و کوچکی که در محیط بازی پراکنده شده اند هم به وسیله نیروی تاریکی به سمت شما پرتاب می شوند. سیستم مبارزه در بازی چندان پیچیده نیست و پس از مدتی کاملا با آن آشنا می شوید. برای از بین بردن دشمنان باید با استفاده از چراغ قوه، نیروی تاریکی که مانند سپری از آن ها حفاظت می کند را از بین ببرید و پس از تیراندازی به سمت دشمنان آن ها را نابود کنید. بیشترین سلاحی که آلن در طول بازی از استفاده می کند یک هفت تیر است، اما سلاح هایی مانند: تفنگ شکاری، شاتگان، منور و... را هم به دست می آورد. استفاده درست و به جا از این سلاح ها در طول بازی نقش مهمی را در بازی ایفا می کند. محدود بودن فشنگ و مهمات در بازی باعث شده است که نیم نگاهی هم به مقدار ذخیره مهمات خود داشته باشید و با دقت بیشتری تیراندازی کنید. زمانی که مهمات شما تمامی می شود، تنها یک راه دارید و آن هم فرار به سمت منابع نور مانند تیرهای چراغ برق و... است. این مکان ها در بازی Safe Haven نام دارند و باعث می شوند که دشمنان دیگر نتوانند به سمت شما حمله کنند و برای مدتی دست از سر شما بر می دارند. البته سازندگان بازی برای اینکه بخش اکشن بازی یکنواخت جلوه نکند، بخش های ماجراجویی کوچکی را هم در آن قرار داده اند. دشمنان با دست خالی به نبرد با شما نمی آیند و همیشه سلاح سردی را مانند چاقو، تبر و یا اره برقی در دست دارند. دشمنان توانایی این را دارند که سلاح خود را به سمت آلن پرتاب کنند. آلن هم توانایی این را دارد که از جلوی سلاح پرتاب شده به سمت خود جاخالی دهد که البته این کار بیشتر به سرعت عمل بازیکن بستگی دارد که چه زمان دکمه های مناسب برای این کار را فشار می دهد. در طول بازی برای اینکه جو دلهره آور بازی حفظ شود، لحظه هایی وجود دارند که اتفاقاتی ناگهانی رخ می دهند. گیم پلی بازی در محیط بزرگ شهر برایت فالز در جریان است و بازیکن در طول داستان به بخش های مختلف آن قدم می گذارد و به همین دلیل همیشه با مکان های تازه ای رو به رو می شود. در طول بازی تلویزیون ها و رادیوهای بسیاری وجود دارند که اگر بازیکن آن ها را روشن کند، می تواند به نکات و برنامه های جالبی که از آن ها پخش می شود، توجه کند. به طور مثال در یکی از مراحل آلن از دست پلیس فرار می کند و این کار سرو صدای زیادی را به پا می کند و موجب تیراندازی و درگیری می شود. در این حال شما پس از مدتی به یک رادیو می رسید که اگر آن را روشن کنید، متوجه می شوید که این اتفاقات روی شهر تاثیر گذاشته و مردم را نگران کرده است. فردی با رادیو تماس گرفته است و اظهار نگرانی می کند. در تلویزون ها هم برنامه ای به نام Night Springs پخش می شود. Night Springs یک برنامه بسیار جالب درباره مسائل مختلف مانند: Quantum Suicide و... است. نمایش هایی که صحبت های زیادی برای گفتن دارند و پیام های مختلفی را به بازیکنان انتقال می دهند.
 
نتیجه گیری

بازی Alan Wake را می توان یکی از بازی های بسیار خوب کنسول Xbox 360 دانست که پس از مدت ها طرفداران را از انتظار در آورد. داستان بسیار خوب همراه با صداگذاری و گرافیک قابل قبول، این بازی را به یک بازی خوب تبدیل کرده است. اما مشکلاتی که در این مطلب به آن ها اشاره شد (واقعا این بازی نیاز به شش سال وقت صرف کردن نداشت) باعث شد تا این بازی نتواند به یک عنوان کامل از هر نظر تبدیل شود. اکنون زمان آن فرارسیده است که پس از  شش سال بتوانیم بازی بعدی استودیوی بازی سازی Remedy را بازی کنیم و از آن لذت ببریم.
 

نوشته شده در  دوشنبه 89/2/27ساعت  2:4 عصر  توسط javad 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
Max Payne 3 ، شما را به 6 ماه صبر دعوت میکند .
Max Payne 3 ، شما را به 6 ماه صبر دعوت میکند .
پلیاستیشن3 جدید؛ کموزن، پرحجم
نسخه 360 بازی Battlefield دارای یک ویژگی متفاوت؟!
[عناوین آرشیوشده]

افزایش بازدید - افزایش بازدید و ترافیک سایت شما Google Analytics Alternative Google Analytics Alternative